Testing of Modal Window | Close it

چگونگی عملکرد بایوس

بایوس در رایانه‌ها چهار عملکرد اصلی دارد :

۱- POST یا آزمون Power-On Self-Test : نخستین کاری که هنگام روشن شدن رایانه یا فشردن دکمه‌ ریست روی کیس (بوت سرد) توسط بایوس انجام می‌شود، آزمون Power-On Self-Test است. آزمون POST متشکل از چک کردن، شناسایی و راه‌اندازی قطعات اصلی رایانه مانند پردازنده، رم، کنترلگر‌های intrupt و DMA و بخش‌های دیگری از چیپ‌ست، کارت‌ گرافیک، کیبورد، هارد و دیگر قطعات سخت‌افزاری است. این آزمون برای این صورت می‌گیرد که پیش از بارگذاری سیستم‌ عامل، ایرادی در سخت‌افزار رایانه وجود نداشته باشد. در صورت موفقیت‌آمیز بودن POST، سیستم ادامه‌ کار می‌دهد. اما در صورت وجود خطا در POST، مشکل با استفاده از بوق‌های خاصی که به احتمال زیاد شنیده‌اید، به کاربر اطلاع داده می‌شود. تعداد و کوتاهی یا بلندی این بوق‌ها هر کدام مربوط به خطای سخت‌افزاری خاصی می‌شود که به شرکت سازنده‌ بایوس بستگی دارد. برای دیدن جدول این بوق‌ها و معانی آنها می‌توانید به این آدرس مراجعه کنید:

https://www.computerhope.com/beep.htm

۲- اجرای روند بوت : پس از اینکه POST با موفقیت صورت گرفت، کار اصلی بایوس یعنی استارت روند بوت آغاز می‌شود. در این مرحله، بایوس به دنبال قطعه نرم‌افزاری به نام «بوت‌لودر» (boot loader) می‌گردد که وظیفه‌ بارگذاری سیستم‌ عامل را به عهده دارد. بوت‌لودر روی حافظه‌ای قرار دارد که با عنوان «دستگاه بوت» (boot device) شناخته می‌شود. دستگاه بوت عملا همان حافظه‌ای است که شما رایانه را با آن بوت می‌کنید و می‌تواند هارد‌دیسک، CD و DVD یا یک حافظه‌ فلش باشد. بایوس با یافتن بوت‌لودر، آن را اجرا می‌کند و کنترل رایانه را به دست آن می‌دهد. این روندی است که به آن «بوت شدن» (booting) گفته می‌شود و شاید برایتان عجیب باشد که این کلمه در اصل مخفف Bootstrapping است!

اینکه بایوس چه دستگاهی را برای بوت انتخاب کند، بر اساس اطلاعات دریافتی از POST و همچنین تنظیمات خود بایوس انجام می‌شود. بیشتر کاربرانی که حداقل یکبار سیستم‌ عاملی روی رایانه شان نصب کرده باشند، با این تنظیمات یعنی «اولویت بوت» آشنا هستند. در اولویت بوت، فهرستی از دستگاه‌هایی که به ترتیب، بوت بر اساس آنها صورت گیرد مشخص می‌شود. بایوس با نگاه به این فهرست، چک می‌کند که کدام یک از این دستگاه‌ها قابلیت بوت شدن دارند یا bootable هستند و آن را انتخاب می‌کند. اینکه می‌شنوید مثلا برای نصب ویندوز باید فلش bootable درست کرد، دقیقا یعنی فلشی که بتواند توسط بایوس برای بوت شدن انتخاب شود. البته در بایوس‌های اولیه، این فهرست قابل‌ تغییر نبود و فقط فلاپی‌ دیسک و بعد هارد‌دیسک در این فهرست نصب شده بود.

عملکرد بایوس

در رابطه با هارد‌دیسک یا دستگاه‌هایی شبیه آن مانند فلش، این چک کردن با بارگذاری نخستین بخش آن یا (boot sector) در رم انجام می‌گیرد. اگر مشکلی در خواندن این بخش باشد (به دلایل مختلف سخت‌افزاری یا نرم‌افزاری)، بایوس دستگاه را غیرقابل بوت تشخیص می‌دهد و سراغ دستگاه بعدی در فهرست می‌رود. کاربران قدیمی‌تر یادشان است یکی از مخرب‌ترین کارهایی که یک ویروس رایانه‌ای می‌توانست انجام دهد خراب کردن این بخش بود که به خطای Bad Sector منجر می‌شد. شاید بپرسید بوت شدن از CD یا DVD چگونه است؟ از دیدگاه تاریخی، رایانه‌ها تلاش می‌کردند ابتدا از فلاپی‌دیسک و بعد از هارد بوت شوند و جالب اینجاست که در ادامه نیز روند مستقلی برای بوت‌شدن از سی‌دی یا دی‌وی‌دی تعریف نشد. بنابراین CD-ROMها عملا به‌صورت شبیه‌سازی یک فلاپی‌ دیسک با ظرفیت بالا (MB 1.44) بوت می‌شوند که در داخل این فلاپی‌ دیسک شبیه‌ سازی‌ شده، برنامه‌ ادامه‌ روند خواندن از دیسک قرار دارد!

۳- ارائه‌ دسترسی به سخت‌افزار : یکی از کارکردهای قدیمی‌تر بایوس که امروزه کمتر از آن استفاده می‌شود، ارائه‌ سرویس‌های سطح‌ پایین به برنامه‌ ها به خصوص سیستم‌ عامل است. در رایانه‌های امروزی شما با نصب ویندوز، درایورهای مربوط به سخت‌افزار رایانه‌تان را هم نصب می‌کنید تا سیستم‌ عامل به کمک آنها با سخت‌افزار ارتباط برقرار کند. اما در دوره‌ سیستم‌ عامل‌هایی مثل DOS، این وظیفه‌ بایوس بود که این دسترسی را تامین کند.

عملکرد بایوس

ر این اساس، بایوس کتابخانه‌ای از توابع مربوط به ورودی یا خروجی‌های سیستمی را در اختیار سیستم‌ عامل قرار می‌داد تا از آن استفاده کند. این دسترسی‌ها شامل مواردی چون ورودی از کیبورد، خروجی به کارت گرافیک یا موارد دیگر می‌شد. در رایانه‌های امروزی، این‌ دسترسی‌ها فقط تا پیش از بارگذاری سیستم‌عامل به عهده‌ بایوس است و پس از آن سیستم‌عامل کنترلگر مطلق است.

۴- عملیات استاندارد و خاص : بجز موارد بالا، بایوس‌ها مسئول انجام کارهای استانداردی مانند ذخیره‌ پسورد اصلی رایانه، تاریخ و زمان و موارد دیگری که معمولا با نام امکانات CMOS شناخته می‌شود نیز هستند. علاوه بر این در بایوس‌های جدیدتر، قابلیت‌ها و تنظیمات سطح بالاتری نیز قرار داده شده است. این امکانات که با استفاده از واسطه‌هایی مانند ACPI در اختیار کاربر قرار می‌گیرد، شامل مواردی چون مدیریت قدرت (power management) و نمایش وضعیت پردازنده یا هارد می‌شود.

عملکرد بایوس

مطالب بیشتر را می توانید از این لینک مطالعه کنید.

عبادی ۹۶/۰۵/۰۱